<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
	<channel>
		<title>انجمن حسابداری علمی و تخصصی حسابداران ایران</title>
		<link>http://www.hesabdary.net/</link>
		<description>انجمن علمی تخصصی ، آموزشی و تحقیقاتی مدیریت و حسابداری (حسابداران ، حسابرسان و مدیران ) ایران . با حضور اساتید سرشناس حسابدار ی و حسابرسی دانشگاههای معتبر -حسابداری - انجمن دانشجویان حسابداری ایران - مقالات حسابداری - دانلود کتابهای حسابداری - منابع کنکور ارشد حسابداری -منابع کنکور کاردانی به کارشناسی رشته حسابداری - منبع کنکور دکترای رشته حسابداری - حرفه حسابداری - تاریخچه حسابداری - استانداردهای حسابداری - استانداردهای حسابرسی - نشریات حسابداری - مقالات انگلیسی حسابداری - آموزش حسابداری -  دانلود نرم افزار حسابداری - اخبار حسابداری - حسابداری مدیریت - حسابداری صنعتی - حسابرسی - آموزش آنلاین زبان انگلیسی - جزوه های حسابدرای - مقالات isi . Accounting - iranian istitute of accountints students - accounting articles - accounting books - accounting profession - audit - accounting softwares - accounting clup - iranian accounting standards . This is a discussion forum powered by vBulletin. To find out about vBulletin, go to http://www.vbulletin.com/ .</description>
		<language>fa</language>
		<lastBuildDate>Sun, 20 May 2012 01:05:13 GMT</lastBuildDate>
		<generator>vBulletin</generator>
		<ttl>60</ttl>
		<image>
			<url>http://www.hesabdary.net/images/probluevbiran/miscvbiran/rss.png</url>
			<title>انجمن حسابداری علمی و تخصصی حسابداران ایران</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/</link>
		</image>
		<item>
			<title>فرم جديد فاكتور فروش</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/showthread.php?6817-فرم-جديد-فاكتور-فروش&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 07:14:00 GMT</pubDate>
			<description>با سلام 
فرم جديد فاكتور فروش را كه از سال 91 براي همه مشمولين ماليات بر ارزش افزوده اجباري شده براي شركتهايي كه فروش به مصرف كنندگان نهايي صورت...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>با سلام<br />
فرم جديد فاكتور فروش را كه از سال 91 براي همه مشمولين ماليات بر ارزش افزوده اجباري شده براي شركتهايي كه فروش به مصرف كنندگان نهايي صورت ميگيرد چگونه است ؟؟<br />
سالهاي قبل 2 نوع فاكتور را خود دارايي پيشنهاد ميداد و براي فروشندگاني كه خريدار آنها مصرف كنندگان نهايي و قابل شناسايي نيستند فرمت فاكتور اطلاعات خريدار را نميخواست . اما امسال طي بخشنامه جديد همه موظفند اطلاعات خريدار را اعم از آدرس و كدملي ثبت نمايند !!!! <br />
ميخواستم ببينم تكليف شركت ما كه مشخصات خريدار را نداره چيه ؟؟<br />
<br />
<br />
با تشكر</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.hesabdary.net/forumdisplay.php?189-بخش-حسابداری-مالیاتی">بخش حسابداری مالیاتی</category>
			<dc:creator>somee</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.hesabdary.net/showthread.php?6817-فرم-جديد-فاكتور-فروش</guid>
		</item>
		<item>
			<title>سوالاتی در مورد ثبت ادواری موجودی ها ...</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/showthread.php?6816-سوالاتی-در-مورد-ثبت-ادواری-موجودی-ها&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 21:25:26 GMT</pubDate>
			<description>*ضمن عرض سلام خدمت مدیران و کاربران بهترین سایت مرجع حسابداری در ایران * 
 
 
1-در روش ادواری آیا باید برای هر کالا به صورت جداگانه عمل کرد ؟ 
مثلا...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font size="3"><b>ضمن عرض سلام خدمت مدیران و کاربران بهترین سایت مرجع حسابداری در ایران </b></font><br />
<br />
<br />
<span style="font-family: tahoma">1-در روش ادواری آیا باید برای هر کالا به صورت جداگانه عمل کرد ؟<br />
مثلا در پایان دوره موجودی کالای X رو در انبار بر حسب یکی از روش ها (Fifo یا Lifo یا ...) حساب کنیم و از هزینه پرداخت شده برای کالا کم کنیم تا هزینه کالای فروش رفته از نوع X محاسبه بشه <br />
و برای سایر اقلام و کالا ها هم به همین منوال ؟....<br />
<br />
2- اگر شرکت دو انبار داشته باشه موجودی هر دو انبار در پایان دوره باید با هم جمع بشه یا اینکه برای هر انبار هزینه کالای فروخته شده باید جدا محاسبه بشه ؟<br />
<br />
<br />
3-در کتابها و منابعی که مطالعه کردم اکثرا ذکر شده که روش ثبت دائمی کاربردی نیست و اکثر شرکت ها از روش ادواری استفاده میکنند , میخواستم ببینم که این نکته حتی برای شرکت های تولیدی هم صادق هست ؟؟؟<br />
<br />
<br />
با تشکر ...<br />
<br />
</span><font size="3"><b><font color="#ff8c00">---------------------------<br />
پ.ن : من امروز صبح جواب خانم کاظمی رو دادم اما متاسفانه هنوز مطلبم نمایش داده نمی شود !<span style="font-family: tahoma"><br />
</span></font></b></font></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.hesabdary.net/forumdisplay.php?181-بخش-اصول-حسابداری">بخش اصول حسابداری</category>
			<dc:creator>Ehsan-solati</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.hesabdary.net/showthread.php?6816-سوالاتی-در-مورد-ثبت-ادواری-موجودی-ها</guid>
		</item>
		<item>
			<title>استهلاک به روش مانده نزولی و مضاعف</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/showthread.php?6815-استهلاک-به-روش-مانده-نزولی-و-مضاعف&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 11:11:03 GMT</pubDate>
			<description>سلام خسته نباشید... میخواستم بدونم در این دو روش که طی سالهای متوالی هزینه استهلاک دارایی به تدریج رو به کاهش است، در سال آخر نیز این قاعده پا بر جا...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>سلام خسته نباشید... میخواستم بدونم در این دو روش که طی سالهای متوالی هزینه استهلاک دارایی به تدریج رو به کاهش است، در سال آخر نیز این قاعده پا بر جا می ماند ؟؟؟ یا این امکان وجود دارد که هزینه سال آخر بیشتر از سال ماقبل آخر باشد. با توجه به این مثال سایت :  روش نزولی مضاعف : در تاریخ 01/01/85 شرکت دنیز یک دارایی به بهای تمام شده 4.000.000 ریال و ارزش اسقاط 150.000 ريال و عمر مفید 5 سال، خریداری کرد. مطلوبست محاسبه هزینه استهلاک 5 ساله به روش نزولی مضاعف برای دارایی مذکور :  طبق فرمولی که دوستمون در بالا اشاره کردند نرخ استهلاک برای دارایی 40% می باشد ( فرمول = 1تقسیم بر عمر مفید ضرب در 2)  هزینه استهلاک:  29/12/85 2.000.000 = 40% * 5.000.000 ارزش دفتری در تاریخ 29/12/85 : 3.000.000 = 2.000.000 - 5.000.000  29/12/86 1.200.000 = 40% * 3.000.000 ارزش دفتری در تاریخ 29/12/86 : 1.800.000 = 1.200.000 - 3.000.000  29/12/ 87 720.000 = 40% * 1.800.000 ارزش دفتری در تاریخ 29/12/87 : 1.080.000 = 720.000 - 1.800.000  29/12/88 432.000 = 40% * 1.080.000 ارزش دفتری در تاریخ 29/12/88 648.000 = 432.000 - 1.080.000  29/12/89 در سال آخر ارزش استهلاک برابر است با ارزش دفتری منهای ارزش اسقاط:  498.000 = 150.000 - 648.000  در پایان سال پنجم که سال آخر عمر مفید دارایی می باشد ارزش دفتری صفر می شود و دارایی تنها دارای ارزش اسقاط (در صورت وجود) می باشد.  در روش نزولی مضاعف به دلیل اینکه در سالهای اول به میزان بیشتری از بازدهی دارایی استفاده می شود، در سال های اول دارای هزینه استهلاک بیشتری است.</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.hesabdary.net/forumdisplay.php?185-بخش-حسابداری-میانه">بخش حسابداری میانه</category>
			<dc:creator>hashigulu</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.hesabdary.net/showthread.php?6815-استهلاک-به-روش-مانده-نزولی-و-مضاعف</guid>
		</item>
		<item>
			<title>تقاضای رفع اشکال</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/showthread.php?6813-تقاضای-رفع-اشکال&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Thu, 17 May 2012 18:18:00 GMT</pubDate>
			<description>دوستان گرامی سلام 
 
من فارغ التحصیلم و امسال میخوام کنکور ارشد شرکت کنم،از اونجایی که پایه قوی ندارم خواستم بدونم کسی هست که بتونم از اطلاعات و...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font size="4"><span style="font-family: tahoma">دوستان گرامی سلام<br />
<br />
من فارغ التحصیلم و امسال میخوام کنکور ارشد شرکت کنم،از اونجایی که پایه قوی ندارم خواستم بدونم کسی هست که بتونم از اطلاعات و تجربه ش برای رفع اشکال دروس ارشد(مخصوصا حسابداری مالی) استفاده کنم؟<br />
به طور مثال در کتاب حسابداری میانه آقای تاری وردی -فصل موجودی مواد و کالا-قسمت روشهای ثبت خالص ارزش فروش جدولی برای توضیح تعدیل ذخیره کشیده اند که من اصلا از اون سردر نیاوردم!:Post_Icon (1):<br />
اگر کسی این کتابو مطالعه کرده یا بلده ممنون میشم جوابمو بدید.</span></font></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.hesabdary.net/forumdisplay.php?200-کنکور-کارشناسی-ارشد-حسابداری">کنکور کارشناسی ارشد حسابداری</category>
			<dc:creator>noghreh</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.hesabdary.net/showthread.php?6813-تقاضای-رفع-اشکال</guid>
		</item>
		<item>
			<title>20 گام عملی برای بهبود حاکمیت شرکتی همه نهادهای حرفه‌ای</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/showthread.php?6812-20-گام-عملی-برای-بهبود-حاکمیت-شرکتی-همه-نهادهای-حرفه‌ای&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Wed, 16 May 2012 17:20:07 GMT</pubDate>
			<description>حاکمیت شرکتی به کیفیت، شفافیت، اعتماد و اطمینان در روابط سهامداران، هیات مدیره، مدیریت و کارمندان اشاره دارد که میزان قدرت و مسئولیت هر یک از این ها...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>حاکمیت شرکتی به کیفیت، شفافیت، اعتماد و اطمینان در روابط سهامداران، هیات مدیره، مدیریت و کارمندان اشاره دارد که میزان قدرت و مسئولیت هر یک از این ها را در ارائه ارزش پایدار به همه سهامداران معین می کند. به منظور جذب سرمایه های مالی و انسانی برای شرکت و نیز حصول اطمینان از پایداری خلق ارزش، سیاست های شرکت باید طوری تعیین شود که اعتماد تمامی سهامداران را جلب کند.<br />
حاکمیت شرکتی مناسب، روابط قابل اعتماد بین شرکت و ذینفعان آن را تضمین می کند. هدف حاکمیت شرکتی خوب، دستیابی به پایداری، مسئولیت پذیری، پاسخگویی، عدالت، شفافیت و اثربخشی در تمام قسمت های یک شرکت و یا سازمان است (اصول حاکمیت شرکتی). مهمترین عنصر درساختار شرکت های بزرگ، هیئت مدیره است. مسائلی مانند ترکیب اعضای هیئت مدیره، مسائلی که هیئت مدیره بر آن تمرکز دارد، فرآیندهای تصمیم گیری و نیز آموزش چگونگی بهبود مستمر، بر کیفیت تصمیم گیری و مدیریت تاثیر می گذارد.در مجموع، حاکمیت شرکتی بیشتر اشخاص را مورد خطاب قرار می دهد تا روند انجام امور. بنابراین نهادهای حرفه ای نیازمند کسب اطمینان از حضور افراد حرفه ای با دانش ومهارت کافی در فضای کسب و کار می باشند تا حاکمیت بر مبنای عقل سلیم صورت پذیرد نه بر مبنای انبوهی از قوانین و مقررات.<br />
در یکی از تحقیقات انجام شده در دانشگاه هاروارد بر اساس مصاحبه با 65 عضو هیئت مدیره، مدیران را به این اجماع قوی رساند که رمز بهبود عملکرد هر شرکت در هیات مدیره هر شرکت نهفته است. همچنین این تحقیق بر این امر تاکید داشت که شرکت و هیات مدیره یکی نیستند. هر هیات مدیره ای نیاز دارد تا ساختار ، فرآیند و عملکردی را توسعه دهد که نیاز های شرکت و آن کسب و کار را برآورده می سازد. نظریه &quot; یک اندازه ، متناسب با همه است با شک و تردید بازنگری شد.<br />
باب تریکر یکی از شناخته شده ترین صاحب نظران در حوزه حاکمیت شرکتی و توسعه هیئت مدیره با همکاری 9 صاحب نظر دیگر پس از انجام این تحقیق توسط دانشگاه هاروارد ، 20 گام عملی را در راستای بهبود نظام راهبری شرکتی پیشنهاد دادند.<br />
<b>1. حاکمیت شرکتی درباره کارآیی نهاد حاکمیت است،نه تطابق با دستور العمل ها</b><br />
حاکمیت شرکتی، شیوه ای برای اعمال قدرت در شرکت است. تمامی شرکتها و نهادها به حاکمیت و راهبری نیاز دارند. این نیاز شامل شرکت های بورسی و غیربورسی، شرکت های خانوادگی، سرمایه گذاریهای مشترک، نهادهای غیرانتفاعی وکلیه شرکتها می شود. حاکمیت شرکتی باید از مدیریت تمیز داده شود. مدیریت، شرکت را اداره می کند، در حالیکه نهاد حاکمیت وظیفه دارد بر این روند نظارت کند تا به درستی و درمسیر مناسب پیش رود.<br />
هیات مدیره وظیفه تایید استراتژی و حصول اطمینان نحوه اجرایی شدن و کیفیت آنها را به عهده دارد. استراتژیها باید به درستی به سیاست ها و برنامه هایی اجرایی برای مدیریت اجرایی تبدیل می شوند. همچنین هئیت مدیره نقش نظارت بر فعالیت های مدیریت و کسب اطمینان از پاسخگویی را نیز بر عهده دارد. چالش هیات مدیره در این زمینه برقراری توازن میان مسئولیت های اجرایی و مسئولیت های نظارتی است.<br />
لازم به توضیح است که اگر چه مساله اساسی، تمرکز بر خود کسب و کار است اما در پاره ای از هیات مدیره ها ، تاکید جدی بر قوانین حاکمیت شرکتی است و لذا خود را تنها با مقررات و کدها انطباق می دهند. اما بسیاری معتقدند کنند که مدیریت خرد شرکت توسط مدیران و دخالت آنها در مسائل مدیریت شرکت خطرآفرین است.به عنوان مثال یکی از محققین اذعان داشته &quot; آگاهی از روح حاکمیت شرکتی مسئله ای است و انجام امور بر اساس آن مسئله ای دیگر&quot; . مهم است که هیات مدیره توجه داشته باشد اتخاذ راهکار حاکمیت شرکتی استراتژیک وظیفه آنهاست و تنها به این طریق است که سیاستهای حاکمیت شرکتی سهمی در دستیابی به اهداف کسب و کار دارد.<br />
<b>2. نقش راهبری رئیس هیات مدیره را تایید و تصدیق کنید</b><br />
در صحنه پیچیده و مدرن حاکمیت، رئیس هیات مدیره نقش بنیادی دارد. رهبری وی تایید می کند ساختار، اعضا و فرآیند های داخل هیات مدیره و کمیته های آن بهینه است. رئیس هیات مدیره با همکاری نزدیک با مدیرعامل، هیات مدیره را به مدیریت پیوند می دهد. البته، رئیس هیات مدیره باید جلسات مدیران رابرنامه ریزی، مدیریت وهدایت کند و از شایستگی هیات مدیره در تعیین استراتژی و مدیریت ریسک اطمینان حاصل کند. همچنین در شرکتهای بزرگ سهامی عام، رئیس هیات مدیره وجهه عمومی شرکت است.<br />
<b>3. از مهارت ، تجربه و جسارت مدیران غیراجرایی کسب اطمینان کنید</b><br />
مدیران غیراجرایی باید مهارتها، تجربیات و جسارت لازم برای به چالش کشیدن مدیران اجرایی را داشته باشند. مسئله ای که بسیاری از شرکتها با آن دست به گریبان هستند، مسئله قدرت برخی مدیران اجرایی است. در بسیاری شرکتها قدرت زیادی به مدیران اجرایی واگذار شده است، به گونه ای که این قدرت می تواند برای شرکت زیان آور باشد. برای حل این مشکل در اکثر نقاط دنیا، هیات های مدیره کارآمد تر شده اند، تعداد مدیران مستقل افزایش یافته است و &quot; مدیران حرفه ای واقعی &quot; به هیات مدیره اعتبار و ارزش می دهند.<br />
<b>4. ظرفیت و استعداد مدیران غیراجرایی را در نظر داشته باشید</b><br />
انتصاب مدیران غیر اجرایی مستقل، که هم تجربه و مهارت کافی برای بدست آوردن بینش مفید از فضای کسب و کار دارند و هم خود باوری برای زیر سوال بردن اقدامات پیشنهادی هیات مدیره ، ضروری است. همچنین برای پایبندی به اخلاقیات در جلسات هیات مدیره، &quot;خود کنترلی&quot; در قالب اخلاق شخصی و ارتباط اجتماعی ضروری می نماید. در مجموع، کسب اطمینان از میزان هوش، صداقت، شخصیت و دانش در مدیران مستقل خارجی برای مقابله ی احتمالی در برابر یک مدیر عامل پر قدرت و سایر مدیران تمامیت طلب، ضروری به نظر می رسد.<br />
<b>5. نقش و سهم مدیران غیر اجرایی را بررسی کنید</b><br />
نقش مدیران غیر اجرایی برجسته ترین مسئله است که از بحران های مالی و سایر وقایع شرکتی اخیر سر بر آورده است. به همین دلیل، نقش و سهم مدیران غیر اجرایی همواره مورد بحث بوده است. سوالات مهمی که در این مقوله باید به آنها نیز پرداخت این است که آیا باید محدودیتی بر میزان مشارکت مدیران غیر اجرایی در شرکت وجود داشته باشد یا خیر؟<br />
<b>6. مطمئن شوید کلیه مدیران درک صحیحی از شرکت داشته باشند</b><br />
به عنوان یک مساله عملی ، یافتن مدیرانی که شناخت عمیقی از فرآیندها ، محصولات و صنعتی که شرکت در آن فعالیت می کند، داشته باشند و همچنان مستقل هم باشند، دشوار و یا حتی ناممکن است. بسیاری از مدیران خارجی احتیاج به دانش بیشتری در زمینه صنعت و بازاریابی دارند. اما این مساله باعث ایجاد یک پارادوکس می شود؛ هر چه اطلاعات آنها از کسب و کار بیشتر شود، استقلال آنها کمتر خواهد شد. از طرف دیگر استقلال کامل، می تواند بر بی اطلاعاتی کامل دلالت کند.<br />
به نظر می آید مهم این است که تایید کنیم مدیران مستقل غیر اجرایی، آنقدر مستقل نیستند که از کسب و کار شرکت بی اطلاع باشند. تمامی مدیران باید چگونگی ایجاد ارزش افزوده در کسب و کار، ریسکهای موجود در آن و استراتژی مالی و بازاریابی آن را درک کنند. این درک مستلزم چیزی بیشتر از یک معرفی مختصر کسب و کار است. همه مدیران باید به طور منظم و مکرر در مورد تغییرات کسب و کار، به روز رسانی شوند. آنها نیاز به اطلاع و درک موقعیت شرکت خود در بازار رقابتی و اقتصادی، اجتماعی، و چهار چوب سیاسی است که شرکت در آن فعالیت می کند، دارند.<br />
<b>7. از سلامت روابط هیات مدیره با مدیران اجرایی اطمینان حاصل کنید</b><br />
برخی از مدیران بر اهمیت برقراری یک رابطه سالم و صحیح میان هیات مدیره و مدیریت، تاکید دارند. اعضا هئیت مدیره باید به مدیرعامل اعتماد داشته باشند. همچنین باید چالش هایی را که کسب و کار با آن روبرو می شود را درک کنند. آنها نیاز به اطلاعاتی دارند که به درک درستی از موقعیت کسب و کار برسند ، اما باید از مداخله در تصمیمات مدیریت بپرهیزند. دستیابی به این هدف به تعادلی مناسب نیاز دارد. فضای جلسات هیات مدیره باید به گونه ای باشد که مدیران ارشد، سوال و کاوش سایر مدیران را نکته ای مثبت ارزیابی کنند و نه منفی.<br />
<b>8. از دسترسی اعضا هیئت مدیره به اطلاعات مورد نیازشان ، اطمینان حاصل کنید</b><br />
&quot;چالشهای بی سابقه در تضمین کفایت و دقت جریان اطلاعات از سطوح پایین مدیریت به سطوح بالاتر و به هیات مدیره&quot;. از آنجا که هیئت مدیره به طور گسترده برای دستیابی به اطلاعات دقیق و شفاف وابسته به مدیریت بودند، نظارت برسازمان را امری چالش برانگیز یافتند، به ویژه در مدت زمان محدود. اکثر هیات مدیره ها، یک نظام اطلاعاتی در سطح هیات مدیره دارند که مدارک و نوشته های مربوط به بخشهای مختلف دستور جلسه را تولید می کند. اما هئیت مدیره نیازهای اطلاعاتی بیشتری دارند، آنها باید در مورد کسب و کار، ریسکهای پیش رو ، چالشها و مشکلات مدیران دانش بیشتری داشته باشند. گزارش های معمول به هیات مدیره، اطلاعاتی را برای مدیران فراهم می کند که شخص دیگری تصمیم گرفته آن ها را ارائه دهد. اما متاسفانه تمامی مدیران به یک مجموعه از اطلاعات نیاز ندارند؛ آنها از لحاظ دانش، تجربه و مهارت متفاوتند و در نتیجه نیاز های اطلاعاتی متفاوتی نیز دارند.<br />
جلسات توجیهی، سخنرانی ها، بازدیدها، برنامه های توسعه ی فردی، جلسات منظم به روزرسانی و غیره، همگی اطلاعات لازم را برای مدیران فراهم می کند. اعضا هئیت مدیره باید جواب سوالاتی که برایشان مطرح می شوند را بیابند. حمایت کارکنان، شاید نقشی حیاتی در دسترسی مدیران به این اطلاعات داشته باشد. مدیران غیر اجرایی باید بهتر توجیه شوند :&quot; همانند زمانی که یک وزیر کابینه قبل از نشستهای کابینه توجیه می شود&quot;. دبیرخانه ی شرکت باید منابع اطلاعاتی خوبی را در اختیار مدیران قرار دهد. مدیران باید برای پر کردن کاستی های دانش خود تلاش کرده و از فرصت های آموزش و توسعه شخصی سود جویند.<br />
<b>9. هیات مدیره، مسئول تدوین استراتژی برای شرکت است</b><br />
هیات مدیره های مختلف از لحاظ میزان تفویض اختیاری که برای تفکر استراتژیک به مدیر عامل و یا تیم مدیران ارشد محول می کنند، متفاوتند. در شرکت های بورسی با حداکثر تعداد ممکن مدیران غیر اجرایی، مدیران اجرایی به ارائه استراتژی به هیات مدیره گرایش دارند. این امر موجب می شود مدیران مستقل شرکت توانایی و دانش کافی برای به چالش کشیدن استراتژی پیشنهادی مدیریت را داشته باشند.<br />
با این حال در شرکتی با حداکثر تعداد مدیر اجرایی، اتخاذ و توسعه استراتژی عمدتا از اتاق هیات مدیره آغاز می شود. در هر صورت، شکی نیست که مسئولیت نهایی در تعیین استراتژی عهده هیات مدیره است و هر مدیری باید استراتژی را درک و قبول کرده و به آن متعهد شود. رئیس هیات مدیره باید اطمینان حاصل کند که تمامی مدیران استراتژی شرکت را فهمیده اند، درک درستی از ریسکهای استراتژیک پیش روی شرکت دارند و به آن متعهد می باشند.<br />
عدم نظارت بر استراتژی شرکت، از نقاط ضعف برخی از هیات مدیره ها شمرده می شود. در این گونه موارد حاکمیت اغلب به عنوان مفهومی &quot;ورای کسب وکار&quot; در نظر گرفته می شود که از استراتژی مجزا است.بسیاری بر این باورند استراتژی حاکمیتی یک شرکت، بخشی از استراتژی کلی آن است که با استراتژی رقابتی (در کدام بازارها رقابت کنیم) و استراتژی شرکت (چگونه رقابت کنیم) هم تراز است. به این ترتیب استراتژی شرکت و توسعه کسب و کار در یک راستا قرار می گیرند.<br />
<b>10. در نظر داشته باشید که &quot;مدیریت و نظارت بر ریسک&quot; بر عهده هیات مدیره است</b><br />
ریسک های استراتژیک، بطور بالقوه جدی ترین و در عین حال غیر قابل درک ترین موضوعات برای مدیران می باشد. در بحران مالی جهانی، بسیاری از هیات مدیره ها در بخش مالی، قادر به درک خطری نبودند که در معرض آن قرار داشتند. مدیران اجرایی، مالکان و مدیران خارج از شرکت، موفق به ارزیابی صحیح ریسک، پیش از بحران مالی نشدند، و نظام تشویقی مدیران اجرایی ، آنها را به انجام ریسک تشویق می کرد که در نهایت منجر به بحران مالی شد. هیات مدیره به طور معمول در مورد ریسک فعالیت ها سوالات کافی نمی پرسد و همچنین حسابرسان مشکلات را به هیات مدیره گزارش نمی دهند. مدیران مستقل پاره وقت، نه زمان و نه تخصص کافی برای حاکمیت صحیح دارند. حتی برنامه های پاداش و جبران خدمان مدیران ارشد، اغلب ریسکی را که مدیران با تصمیماتشان شرکت را در معرض آن قرار داده اند در نظر نمی گیرد. اما شکست هیات مدیره در پیش بینی ریسک، به موسسات مالی محدود نمی شود. بسیاری از شرکت ها در مدیریت ریسکهای عملیاتی موفق به نظر می رسند، این در واقع مدیریت ریسکی است که ممکن است بر اثر فعالیتهای شرکت رخ دهد. شرکتها سیستم هایی دارند که چنین خطراتی را تشخیص و مدیریت می کند. هیات مدیره برای مدیریت ریسک چهار گزینه دارد، که عبارتند از<br />
• با عدم انجام فعالیتی، از ریسک ناشی از آن اجتناب کنند.<br />
• ریسک را به شخص ثالث انتقال دهند (از طریق بیمه ، مصون سازی و یا برون سپاری)<br />
• ریسک را با کنترل های پیشگیرانه ، سیستم های تکرار یا آموزش کاهش دهند<br />
• ریسک را برای تولید ارزش سهامدار، که اساس کسب و کار است قبول کنند<br />
هیات مدیره باید بداند که در چه شرایطی به کسب و کار ارزش افزوده اضافه می شود. مدیران باید درک درستی از ریسک های پیش روی شرکت داشته باشند ، و آثار ناشی از آن را تشخیص دهند.<br />
<b>11. برعملکرد هیات مدیره نظارت کنید و پیگیری فرصت های پیشرفت باشید</b><br />
هیات مدیره باید از نقاط ضعف و قوت خود آگاه باشد. بسیاری از کدهای حاکمیت شرکتی، خواستار ارزیابی منظم عملکرد شرکت در سطح هیات مدیره به عنوان یک اصل و یا پیشنهاد هستند. به طور مشابه، ارزیابی منظم مشارکت و همکاری هر مدیر با هیات مدیره پیشنهاد شده است.<br />
در آسیا به جای بررسی عملکرد رسمی، برخی هیات های مدیره اولین جلسه ی آغاز سال را به بازخورد اختصاص داده اند. آنها از هر مدیر می خواهند که &quot;سه نقطه عطف&quot; و یا سه مشخصه یا عملکرد خوبی که باید ادامه دهند را شناسایی کنند و یا سه عملکردی را که نباید انجام دهند.<br />
<b>12. روابط با سهامداران به ویژه نهادهای سرمایه گذار را بررسی کنید</b><br />
یکی از مسائل بحرانی در حاکمیت شرکتی، مسئولیت نهاد حاکمیتی برای پاسخگو بودن است. در یک شرکت ، شرکت به سهامداران، مقامات ناظر و سایر ذینفعان قانونی باید پاسخگو باشد. در مورد شرکت های بورسی این قوانین همراه با قوانین بورس و کدهای حاکمیت شرکتی تحکیم می شوند. به طور معمول، شرکت ها باید با تمامی سهامدارانشان به مساوات رفتار کنند. هنگامی که یک شرکت بورسی، تحت مالکیت سهامداران خانوادگی و یا شرکت هلدینگ در می آید، مسئولیتش در برابر سهامداران خرد بسیار حائز اهمیت است.<br />
در این جا چالش، اداره معاملات با شخص ثالث ، تسهیل کننده شفافیت و تضمین رفتار عادلانه است. هنگامی که یک شرکت بورسی، سهام قابل توجهی در اختیار سهامداران نهادی دارد، رابطه آن با این سهامداران اهمیت پیدا می کند. در این جا چالش، درگیر کردن آنها، گوش دادن و پاسخ دادن به آنها، بدون فاش کردن اسراری است که بر قیمت تاثیر می گذارد و یا درگیر کردن آنها در حاکمیت شرکت. به هر حال ارتباط خوب، کافی نیست، این نوع ارتباط نقشه راه را نشان می دهد اما رسیدن به مقصد را تضمین نمی کند.<br />
<b>13. همواره بر این مطلب که شرکت متعلق به مدیران نیست ، تاکید کنید</b><br />
اجرای این گام الزاما در تمامی شرکت ها ضروری نیست. اما تاریخچه معضلات حاکمیتی جدید در برخی شرکت ها، چنان می نماید که گاهی مدیران ،به ویژه مدیران اجرایی، به گونه ای عمل می کنند که گویی شرکت جزء دارایی های شخصی آنها است و ورود آنها به مجموعه اجرایی آنها را مستحق هرگونه منافعی کرده است. حتی در شرکتی که مدیران کلیه سهم ها را در اختیار دارند، شرکت باید مسئولیتهای قراردادیش را در قبال وام دهندگان، مشتریان و کارکنان در نظر بگیرد.<br />
<b>14. از عادلانه و موجه بودن پاداش مدیران ، اطمینان حاصل کنید</b><br />
از میان تمامی عوامل منجر به بحران های مالی، سوء استفاده آشکار مدیران از امتیازات و مقامشان از جمله پاداش های عظیمی که بر مبنای عملکردشان نبوده است، با بیشترین توجه و تمسخر از طرف رسانه ها و مردم مواجه شده است. بدین ترتیب، به نظر می رسد برخی از پاداش ها و جبران خسارت مدیران، پاداش به شکست عملکرد شرکت بوده است.<br />
<b>15. روابط میان شرکت و حسابرسان خارجی را بررسی کنید</b><br />
در مفهوم اصلی شرکت ها در قرن 19، کمیته حسابرسی از میان سهامداران شرکت انتخاب شده بود. اما امروزه با رشد و پیچیدگی شرکتها، حسابرسی امری حرفه ای شده است. حسابرسان مستقل اکنون نقش بنیادی در فرآیند حاکمیت شرکتی بازی می کنند. کدهای جدید حاکمیت شرکتی ، مسئولیت خطیری را بر عهده&quot; کمیته حسابرسی&quot; قرار داده است. این کمیته زیر مجموعه ای از هیات مدیره محسوب می شود.<br />
عملکرد اصلی آن فراهم کردن پیوندی میان هیات مدیره و حسابرس مستقل ، به منظور کسب اطمینان از این مطلب است که روابط نزدیک و اجتناب ناپذیر میان عملکرد مالی و حسابرس مستقل به این معنا نیست که مسائلی از قبیل ارزیابی، گزارش دهی و نظارت، بدون اطلاع مدیران حل و فصل شده است. همچنین در سال های اخیر، نقش ومسئولیت های کمیته حسابرسی توسعه یافته است. در بسیاری از شرکتها آنها به چهره ای برجسته در فرآیند حاکمیت شرکتی تبدیل شده اند.<br />
<b>16. روابط با تنظیم کننده های شرکت را در نظر داشته باشید</b><br />
جامعه اجازه می دهد تا شرکتها با مسئولیت محدود ثبت شوند و فعالیت کنند. متقابلا، تمامی شرکت ها توسط دولت تنظیم می شوند. شرکت های خصوصی نیز باید مطابق با قوانین و مقررات کشوری که در آن فعالیت می کنند، عمل نمایند. شرکت های سهامی عام ، علاوه بر آن باید تقاضاهای ناظران اوراق بهادار و الزامات مورد نیاز بورس را نیز برآورده سازند.<br />
<b>17. سیاست های هیات مدیره را بنحوی تدوین کنید تا روابط شرکت وجامعه ای که بر تاثیر می گذارد نیز پوشش داده شود</b><br />
کدهای اصلی حاکمیت شرکتی که در اوایل سال 1990 تدوین شدند، داوطلبانه بودند. در آن زمان این دستور العملها توسط بسیاری از روسای هیات مدیره به تمسخر گرفته شدند که مدعی بودند اجرای کدها هزینه بر و بیهوده است.<br />
اما از آن زمان سه تغیر اساسی اتفاق افتاد است: اول آنکه، انطباق با حاکمیت شرکتی به طور روز افزونی اجباری شده است و در مقررات و یا قانون مندرج شده اند. هر چند امروزه همچنان در زمینه هزینه های ناشی از حاکمیت شرکتی جدل وجود دارد اما کسی به لزوم آنها شک نمی کند. مورد دوم به مدیریت ریسک باز می گردد. تجزیه و تحلیل و مدیریت ریسک، بخش جدایی ناپذیری از فرآیند حاکمیت شرکتی شده است و در نهایت مسئولیت اجتماعی شرکتها و پایداری به نمونه های حاکمیت شرکتی خوب اضافه شده است.<br />
<b>18. رویکرد شرکت نسبت به رفتار اخلاقی را بررسی کنید</b><br />
شرکت ها موجودات با شعوری نیستند و وجدان ندارند. اخلاقیات در یک شرکت توسط مدیران به وجود می آیند. درواقع حاکمیت شرکتی دارای یک روح و یک بدنه است. آنجایی که مسئله حاکمیت شرکتی به بدنه یک سازمان مربوط می گردد می تواند تقلید شود، زیرا که بیشتر فرم و نحوه کار مهم است. اما باید این نکته را همیشه مد نظر داشت این مفهوم طراحی نشده که کلاه برداران طماع را در شغل های مناسب قرار دهد. روح حاکمیت شرکتی بر پایه اخلاقیات بنا شده است. باید از خود بپرسید اخلاق کسب و کار چیست؟ از دیدگاه کلی تر، این مفهوم می تواند از اجرای اخلاقیات تا ایجاد قوانین و اصول اخلاقی پذیرفته شده در کسب و کار تغییر کند.<br />
<b>19. ازکارآیی و عملکرد دبیر هیئت مدیره شرکت اطمینان حاصل کنید</b><br />
اولین گزارش کدبری که در سال 1992 منتشر شد پیشنهاد می دهد &quot;دبیر هیئت مدیره شرکت در کسب اطمینان از اینکه روندهای هیات مدیره پیگیری و بررسی و نظارت می شوند، نقشی کلیدی دارد. رئیس هیات مدیره و اعضای آن به دبیر هیئت مدیره نگاه می کنند تا دریابند بر اساس قوانین و مقررات وظایفشان چیست و در صورت لزوم این وظایف چگونه به دیگری محول می شود. تمامی مدیران، باید به مشورت و خدمات دبیر هیئت مدیره شرکت دسترسی داشته باشند و باید بدانند که رئیس هیات مدیره برای کسب اطمینان از عملکرد موثر هیات مدیره، حمایت بی شائبه ای از او دارد. با این حال، این موضوع در کشورهای مختلف متفاوت است.<br />
<b>20. چگونگی پیشرفت عملکرد دبیر هیئت مدیره شرکت را بررسی کنید</b><br />
دبیر هیئت مدیره شرکت به عنوان مشاور هئیت مدیره و مدیران در مسائل حاکمیتی، نقش محوری در شرکت بازی می کند. دبیر هیئت مدیره شرکت بطور بالقوه در موقعیتی است که می تواند حاکمیت شرکتی خوب را تضمین و بر رفتار اخلاقی در سطح هیات مدیره تاثیر بگذارد. در همین راستا توجه به عملکرد و پیشرفت دبیران می بایست یکی از الزامات هئیت مدیره ها باشد.</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.hesabdary.net/forumdisplay.php?187-بخش-حسابداری-شرکتها">بخش حسابداری شرکتها</category>
			<dc:creator>دکتر عبدی</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.hesabdary.net/showthread.php?6812-20-گام-عملی-برای-بهبود-حاکمیت-شرکتی-همه-نهادهای-حرفه‌ای</guid>
		</item>
		<item>
			<title>اگر آنگونه که با تلفن همراهتان برخورد می‌کنید...</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/showthread.php?6807-اگر-آنگونه-که-با-تلفن-همراهتان-برخورد-می‌کنید&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Tue, 15 May 2012 17:06:48 GMT</pubDate>
			<description>اگر آنگونه که با تلفن همراهتان برخورد می‌کنید 
 
                                                                                                    ...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><span style="font-family: tahoma">  <font size="3">اگر آنگونه که با تلفن همراهتان برخورد می‌کنید</font><br />
</span></b><br /><br /><span style="font-family: tahoma">                                         				 			                                     <br />
</span><br />
<span style="font-family: tahoma">                                                                                                                                     					<font size="3"><b>خانومها</b><br />
<br />
<br />
اگر آنگونه که با تلفن همراهتان برخورد می‌کنید با همسرتان بر خورد میکردید<br />
 اکنون خوشبخترین فردِ دنیا بودید<br />
اگر هر روز شارژش میکردید<br />
باهاش در روز از همه بیشتر صحبت میکردید<br />
پایِ صحبت‌هایش می نشستید<br />
... پیغام‌هایش را دریافت میکردید<br />
پول خرجش میکردید<br />
دورش یک محافظ محکم میکشیدید<br />
در نبودش احساسِ کمبود میکردید<br />
حاضر نبودید کسی‌ نزدیکش شود حتی<br />
مطالبِ خصوصیتان را به حافظه اش میسپردید<br />
همیشه و همه‌جا همراهتان بود حتی در اوج تنهایی‌<br />
و اگر همیشه... همراهِ اولتان بود<br />
با داشتن یک همسر خوب و مهربان هیچکس تنها نیست <br />
<br />
<br />
الان هم که گوشی ها تاچی شده، اگر همونقدر که گوشی رو تاچ میکنید همسرتون رو نوازش بکنید کلی خوشبخت می شوید<br />
----------------------------------------------------------------<br />
<br />
و البته جوابیه!<br />
<br />
<br />
<b>نظر آقایون  </b><br />
<br />
بسیار زیبا بود ولی یادآوری میکنیم که<br />
<br />
گوشی سر خود حرف نمیزنه<br />
گوشی با یک دکمه لال میشه<br />
گوشی نمیگه چی بخر چی نخر<br />
گوشی نمیگه چرا دیر اومدی<br />
گوشی میتونه روی سایلنت باشه<br />
اصلا گوشی میتونه خاموش باشه<br />
گوشی نمیگه شب زود بیا بریم خونه مامانم<br />
گوشیو اگه جا بزاری نمیگه چرا منو نبردی<br />
<br />
گوشی با دوستاش بیرون نمیره<br />
گوشی حداقل شبا زنگ نمی خوره<br />
<br />
<br />
<br />
راستی از همه اینا مهمتر<br />
بیشتر مردم سالی یه بار گوشی عوض می کنن 				                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                   </font><br />
</span></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.hesabdary.net/forumdisplay.php?44-سرگرمی-و-طنز">سرگرمی و طنز</category>
			<dc:creator>ادريس كريمی</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.hesabdary.net/showthread.php?6807-اگر-آنگونه-که-با-تلفن-همراهتان-برخورد-می‌کنید</guid>
		</item>
		<item>
			<title>ما ادم نمیشیم!!!!!!!!!(اجتماعی</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/showthread.php?6805-ما-ادم-نمیشیم!!!!!!!!!(اجتماعی&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Tue, 15 May 2012 05:06:32 GMT</pubDate>
			<description>*نوشتة: عزيز نسين * 
:Post_Icon (255): 
تصویر: http://www.dibache.com/images/Skechs/aziz-nesin-sketch.gif برگردان: احمد شاملو 
 
 
صداي يک پيرمرد...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div style="text-align: right;"><br />
<font size="2"><font color="#00008f"><b>نوشتة: عزيز نسين </b></font></font><br />
<span style="font-family: times new roman"><span style="font-family: times new roman"><font color="#000000"><span style="font-family: times new roman"><span style="font-family: Times New Roman"><font size="4">:Post_Icon (255):</font></span><br />
<span style="font-family: Times New Roman"><font size="4"><img src="http://www.dibache.com/images/Skechs/aziz-nesin-sketch.gif" border="0" alt="" />برگردان: احمد شاملو<br />
<div style="text-align: right;"><br />
<br />
صداي يک پيرمرد لاغر مردني از ميان انبوه جمعيت، همهمة داخل سالن قطار را در هم شکست «برادر ما آدم نمي‌شم!» بلافاصله ديگران نيز به حالت تصديق «البته کاملا صحيح است، درسته، نمي‌شيم.» سرشان را تکان دادند. اما در اين ميان يکي دراومد و گفت:<br />
«اين چه جور حرف زدنيه آقا...شما همه را با خودتون قياس مي‌کنين! چه خوب گفته‌اند که: «کافر همه را به کيش خود پندارد» خواهش مي‌کنم حرف‌تونو پس بگيرين.»<br />
من که اون وقت‌ها جواني بيست و پنج ساله بودم با اين يکي هم‌صدا شدم و در حالي که خونم به جوش آمده بود با اعتراض گفتم:<br />
- آخه حيا هم واسة ادميزاد خوب چيزيه!<br />
پيرمرد مسافر که همان جوراز زور عصبانيت ديک ديک مي‌لرزيد دوباره داد زد:<br />
- ما آدم نمي‌شيم.<br />
مسافرين داخل قطار نيز تصديق کرده سرشون را تکان دادند.<br />
خون دويد تو سرم. از عصبانيت رو پا بند نبودم داد زدم:<br />
- مرتيکة الدنگ دبوري! مرد ناحسابي! مگه مخ از اون کلة وامونده‌ت مرخصي گرفته، نه، آخه مي‌خوام بدونم اصلا چرا آدم نمي‌شيم. خيلي خوب هم آدم مي‌شيم...اينقدر انسانيم که همه مات‌شان برده...مسافرين تو قطار به حالت اعتراض به من حمله‌ور شدند که:<br />
- نخير ما آدم نمي‌شيم...انسانيت و معرفت خيلي با ما فاصله داره...<br />
هم صدايي جماعت داخل قطار و داد و بيداد آن‌ها آتش پيرمرد را خاموش کرد و بعد رو کرد به من و گفت:<br />
- ببين پسرجان، مي‌فهمي، ما همه‌مون «آدم نمي‌شيم!» دوباره صداش رو کلفت کرد: «مي‌شه به جرات گفت که حتا تا آخر عمرمون هم آدم نخواهيم شد.»<br />
گفتم:<br />
- زور که نيست، ما آدم مي‌شيم...<br />
پيرمرد تبسمي کرد و گفت:<br />
- ما آدم مي‌شيم، ولي حالا آدم نيستيم، اينطور نيست؟<br />
صدامو در نياوردم، اما از آن روز به اين‌ور سال‌ها است که از خودم مي‌پرسم: آخه چرا ما آدم نمي‌شيم؟...<br />
زندان رفتن من در اين سال‌هاي اخير برام شانس بزرگي بود، که معما و مشکل چندين ساله‌ام را حل کرد و از روي اين راز پرده برداشت. توي سالن بزرگ زندان با پنجاه نفر زنداني سياسي کشور خودم، با اشخاص برجسته، صاحبان مشاغل مهم، شخصيت‌هاي مشهور و معروف از قبيل: حکام، روساي دواير دولتي، وکلاي معزول، مردان سياسي کابينه‌اي سابق، مامورين عالي رتبه، مهندسين و دکترها محشور و آشنا شدم. اغلب آن‌ها از تحصيل کرده‌هاي اروپا و آمريکا بودند، اغلب کشورهاي متمدن و ممالک توسعه يافته و توسعه نيافته و حتا عقب مانده را نيز از نزديک ديده بودند. هر يک چندين زبان خارجي بلد بودند. مجالس بحث و انتقاد پيش مي‌آمد و با اين‌که با آن‌ها تناسب فکري نداشتم، خيلي چيزها ازشان ياد گرفتم، از همه مهم‌تر موفق به کشف راز و معماي قديمي خود شدم. روزهاي ملاقات زنداني‌ها که خانواده‌ام به ديدارم مي‌آمدند خوب مي‌دانستم که خبر خوشي برايم ندارند، کراية منزل را پرداخت نکرده‌ايم، طلب بقال سرکوچه روز به روز زيادتر مي‌شود و از اين قبيل حرف‌ها، خبرهاي ناخوش و کسل کننده...نمي‌دانستم چيکار کنم. سردرگم بودم، اميدم از همه جا قطع شده بود. با خودم گفتم داستاني مي‌نويسم. شايد يکي از مجلات خريدارش باشد، با اين تصميم کاغذ و قلم به دست گرفتم، روي تختخواب زندان نشستم. اصلا مايل نبودم با پرحرفي وقت‌گذراني کنم، با ياوه‌گويي وقتم را تلف کنم. هنوز چند سطري ننوشته بودم که، يکي از رفقاي زندان جلوم سبز شد، نار تخت نشست. اولين حرفي که زد:<br />
- ما آدم نمي‌شيم، آدم نمي‌شيم...<br />
من با سابقه‌يي که داشتم چون مي‌خواستم داستان بنويسم از او نپرسيدم چرا؟ اما او مثل کسي که موظف است براي من توضيحي بدهد گفت:<br />
- خوب دقت کنين، مي‌دانيد چرا آدم نمي‌شيم؟<br />
و بعد بدون آن‌که باز سوالي کرده باشم با عصبانيت شروع کرد:<br />
- من تحصيل کردة کشور سوئيسم، شش سال آزگار در بلژيک جون کندم.<br />
هم زنجير من شروع کرد به گفتن ماجراها و جريانات دوران تحصيل و کار خود را در سوئيس و بلژيک با شرح و بسط تمام تعريف کردن. من خيلي دلواپس بودم، ولي چاره‌اي نبود، نمي‌توانستم حرفي بزنم...در خلال صحبت‌هايش خود را با کاغذ‌ها سرگرم کردم. قلم را روي کاغذ گذاشتم، مي‌خواستم به او بفهمانم که کار فوري و فوتي دارم، شايد داستانش را در چند جمله خلاصه کند و من از شرش خلاص شوم. اما به هيچ وجه نه متوجه مي‌شد و نه دست بردار بود، اگه هم فهميده بود خودش را به اون راه زده بود!<br />
- اون جاها، کسي رو نمي‌بيني که تو دستش کتاب نباشه، اگه دو دقيقه هم بيکار باشن کتابشونو وا مي‌کنن و شروع به خوندن مي‌کنن. توي اتوبوس، توي ترن، همه جا کتاب مي‌خونن. حالا فکرشو بکنين تو خونه‌شون چه مي‌کنن! اگه ببينين از تعجب شاخ در ميارين؛ هر کس بسته به معلومات خودش کتابي دستش گرفته و مي‌خونه؛ اصلا اون آدم‌ها از پرحرفي و ياوه‌گويي گريزان هستن...!<br />
گفتم:<br />
- به به. چه‌قدر خوب، چه عالي...<br />
گفت، بله اين طبيعت شونه، نگاهي هم به ما ملت بکنين، در اين جمله يه عالم معني است. آيا يه نفر پيدا مي‌شه که کتاب بخونه؟ آقا جان ما آدم نمي‌شيم، نمي‌شيم.<br />
گفتم: کاملا صحيحه.<br />
تا گفتم صحيحه دوباره عصباني شد، باز هم از طرز کتاب خوندن بلژيکي‌ها و سوئيسي‌ها صحبت کرد. چون موقع غذا خوردن نزديک بود هر دو بلند شديم، گفت:<br />
- حالا فهميدي که چرا ما آدم نمي‌شيم...<br />
گفتم: بعله!<br />
اين باباي منتقد نصف روز مرا با تعريف کردن از طرز کتاب خواندن سوئيسي‌ها و بلژيکي‌ها تلف کرد.<br />
غذامو خيلي تند خوردم و برگشتم، باز همان داستان را شروع کردم. کاغذ و قلم به دست آمادة شروع داستان بودم که يکي ديگر از رفقاي زنداني آمد و روي تخت نشست.<br />
- به چه کاري مشغولي؟ <br />
- مي‌خواهم داستاني بنويسم...<br />
- اي بابا! اين‌جا که نمي‌شه داستان نوشت، با اين سرو صدا و شلوغي که نمي‌شه چيز نوشت، مگه اين سروصداها رو نمي‌شنوي...شما اروپا رفتين؟<br />
- خير، پامو از ترکيه بيرون نگذاشته‌ام...<br />
- آه. آه. آه، بيچاره، خيلي ميل دارم که شما حتما سري به اروپا بزنين، ديدنش از واجباته، زندگي اون‌ها غير زندگي ما است. اخلاق مخصوص دارن. من تمام اروپا را زير پا گذاشتم، جاي نرفته باقي نمونده بيش از همه جا در دانمارک، هلند و سوئيس بودم. ببين اون‌جاها چه‌طوره، مردم نسبت به هم به ديدة احترام نگاه مي‌کنن، کسي را بيخود حتا با کوچکترين صدايي ناراحت نمي‌کنن. مخل آسايش همديگه نيستن. نگاهي هم به اوضاع ما بکنين، اين سروصداها چيه...اين طور نيست، شايد من ميل داشته باشم بخوابم، يا چيزي بنويسم، يا چيزي بخونم، يا اين‌که اصلا کار ديگه‌يي داشته باشم...شما با اين سرو صدا مگه مي‌تونين داستان بنويسين، آدمو آزاد نمي‌گذارن...گفتم:<br />
- من تو اين سروصدا و شلوغي هم مي‌تونم چيز بنويسم، ولي وجود يک نفر کافي است که حواسم را پرت کنه. گفت:<br />
- جان من، تو اين سروصدا که نمي‌شه چيز نوشت، بهتر نيست سروصدا هم نباشه، چه حق دارند که شمارو ناراحت کنن. آهسته هم مي‌تونن صحبت کنن. به جان خودت در دانمارک، سوئيس و هلند چنيني چيزي محاله. مردم اين ممالک در کمال آزادي و خوشي زندگي مي‌کنن، کسي مزاحم‌شون نيس. چون که اون‌جاها مردم به همديگر احترام مي‌گذارن. در عوض تو اين خراب شده ما همديگر رو آدم حساب نمي‌کنيم. تصديق مي‌کنين که خيلي بي‌تربيتيه، اما چاره‌يي نيست.<br />
او حرف مي‌زد و من سرمو پايين انداخته چشممو به کاغذ دوخته بودم، نمي‌نوشتم. ولي مثل آدم‌هايي که مشغول نوشتن باشن خودمو سرگرم کرده بودم. گفت:<br />
- بيخود خودتونو خسته نکنين، نمي‌تونين بنويسين، هرچي نوشتين پاک کنين، اروپا جاي ديگه‌يي است...اروپايي، انسان به تمام معني است، مردم هم‌ديگر رو دوست دارن، به هم احترام مي‌گذارن. اما در عوض ما چه‌طور... به اين دليله که آقا ما آدم نمي‌شيم، ما آدم نمي‌شيم...<br />
هنوز مي‌خواست روده‌درازي بکنه اما شانس آوردم که صدايش کردند، از شرش خلاص شدم. تازه رفته بود، با خود گفتم:<br />
خدا کنه ديگه کسي اينجا نياد، سرمو پايين انداختم. تازه دو خط نوشته بودم که، زنداني ديگري بالاي سرم نازل شد و گفت:<br />
- چه‌طوري؟<br />
گفتم: زنده باشي، اي بد نيستم.<br />
روي تخت نشست و گفت:<br />
- جان من، از انسانيت خيلي دوريم...<br />
براي اينکه سر صحبت وانشه اصلا جوابي ندادم. تو نخ اين نبودم که کيه و چي ميگه.<br />
از من پرسيد: شما آمريکا رفتين؟<br />
- گفتم نه...<br />
- اي بيچاره... اگه چند ماهي آمريکا بودي، علت عقب مونده‌گي اين خراب‌شدة نفرين کرده را مي‌فهميدي. آقا در آمريکا مردم مثل ما بيهوده وقتشون رو تلف نمي‌کنن، چرت و پرت نميگن، پرحرفي نيست، وقت را طلا مي‌دونن، معروفه ميگن: .Time is money<br />
آمريکايي وقتي با آدم حرف مي‌زنه که واقعا کاري داشته باشه، تازه اون هم دو جملة مختصر و کوتاه، هرکس مشغول کار خودشه...آيا ما هم همين جوريم؟ مثلا وضع همين جا رو ببين، ماه‌هاست ما غير از پرحرفي و ياوه‌گويي کار ديگه‌يي نداريم. حرف‌هايي که تو قوطي هيچ عطاري پيدا نمي‌شه. اين است که آمريکا اينقدر پيشرفت کرده. علت ترقي روز افزونش هم همينه.<br />
هيچ‌چي نگفتم. با خود فکر کردم حالا اين آقا که اينقدر داره از صفات خوب آمريکايي حرف مي‌زنه که مزخرف نمي‌گن، مزاحم کسي نمي‌شن، لابد فهميده که من کار دارم و پا مي‌شه راهشو مي‌کشه ميره. اما او هم ول‌کن نبود.<br />
اف و پف کردم ولي اصلا تحويل نگرفت.<br />
موقع شام شد وقتي مي‌خواست بره گفت:<br />
جان من ما ادم‌بشو نيستيم، تا اين پر حرفي‌ها و وقت‌گذروني‌هاي بيخودي هست ما آدم نمي‌شيم.<br />
گفتم:<br />
- کاملا صحيحه...<br />
غذامو با دست‌پاچه‌گي خوردم و شروع به نوشتن کردم.<br />
«- بيخودي خودتو عذاب نده. هرچه زحمت بکشي بيهوده است...»<br />
اين صدا از بالاي سرم بود. تا سرمو بلند کردم، يکي ديگر از رفقاي زندان را ديدم گوشة تخت نشست و گفت:<br />
خوب رفيق چيکارها مي‌کنين؟<br />
گفتم: هيچ‌چي.<br />
اما جواب اين جملة يک کلمه‌يي من اين بود که:<br />
- من تقريبا تمام عمرمو در آلمان بودم.<br />
بغض گلومو گرفته بود، کم مونده بود از شدت عصبانيت داد بزنم، مي‌دانستنم اين مقدمه چه موخره‌يي به دنبال داره او ادامه داد:<br />
- دانشگاه آلمان رو تمام کرده‌ام، حتا تحصيلات متوسطه‌ام را هم اون‌جا خوندم. سال‌هاي سال اون‌جا کار کردم. شما در آلمان کسي رو نمي‌بيني که کار نکنه. ما هم همين جوريم؟ مثلا وضع ما رو ببين. نه، نه، ما آدم نمي‌شيم، از انسانيت خيلي دوريم...<br />
فهميدم هر کار بکنم، نخواهم توانست داستان را بنويسم، بيخودي زحمت مي‌کشم و به خود فشار مي‌آورم، کاغذ و قلم را گذاشتم زمين، فکر کردم وقتي که زنداني‌ها خوابيدن شروع مي‌کنم.<br />
آقاي تحصيل کردة آلمان، هنوز آلماني‌ها را معرفي مي‌کرد:<br />
- در آلمان بيکاري عيبه. هرکه مي‌خواد باشه، آلمان‌ها هيچ بيکار نمي‌مونن، اگه بيکار هم باشن بالاخره کاري براي خودشون مي‌تراشن، مدام زحمت مي‌کشن، تو در اين چند ماه که اين‌جايي محض نمونه کسي را ديده‌اي که کاري بکند؟ همين خود تو حالا در زندان کاري انجام داده‌اي؟ آلماني‌ها اين‌جور نيستن خاطراتشونو مي‌نويسن، راجع به اوضاع خودشون چيز مي‌نويسن، کتاب مي‌خونن، خلاصه چه دردسرت بدم بيکار نمي‌مونن. اما ما چه‌طور؟ خير، هرچي بگم پرت و پلا است، ما آدم نمي‌شيم...<br />
وقتي از شرش خلاص شدم که نيمه شب بود. مطمئن بودم ديگه کسي نمونده که راجع به آدم نشدن ما کنفرانس بدهد، تازه با اميدواري داستان را شروع کرده بودم، يکي ديگه نازل شد. حضرت ايشان هم سال‌هاي متمادي در فرانسه بودند، به محض ورود گفت:<br />
«- آقا مواظب باشين! مردم خوابن، بيدار نشن، مزاحمشون نشي»، خيلي آهسته صحبت مي‌کرد. اين آقا که خيلي هم مبادي آداب بود و اين نحوة تربيت را از فرانسوي‌ها ياد گرفته بود مي‌گفت:<br />
- فرانسوي‌ها مردماني مبادي آداب و با شخصيت هستند، موقع کار هيچ کس مزاحم او نمي‌شه.<br />
با خودم گفتم خدا به خير کنه، من بايد امشب از نيمه شب به اون طرف کار کنم. آقاي فرانسه رفته گفت:<br />
- حالا بخوابين، تا فردا با فکر آزاد کار بکنين، فرانسوي‌ها بيشتر صبح‌ها کار مي‌کنن، ماها اصلا وقت کار کردن را هم بلد نيستيم، موقع کار مي‌خوابيم و وقت خواب کار مي‌کنيم. اينه که عقب مونده‌ايم، علت اينکه آدم نمي‌شيم همينه. ما آدم بشو نيستيم.<br />
آقاي فرنگي‌ مآب موقعي از پهلويم رفت که ديگه رمقي در من نمونده بود، چشم‌هايم خود به خود بسته مي‌شد. خوابيدم.<br />
صبح زود قبل از اينکه رفقا از خواب بيدار شن، بيدار شدم و به داستان‌نويسي مشغول شدم. يکي از رفقاي هم‌بند، وقت مراجعت از توالت سري به من زد و همين طور سر راه قبل از اينکه حتا صورتش را خشک کنه در حالي که آب از سر و صورتش مي‌چکيد گفت:<br />
- مي‌دوني انگليسي‌ها واقعا آدم‌هاي عجيبي هستن، شما وقتي در لندن يا يک شهر ديگه انگلستان سوار ترن هستيد، ساعت‌ها مسافرين هم‌کوپة شما حتا يک کلمه هم صحبت نمي‌کنن. اگه ما باشيم، اين چيز‌ها سرمون نمي‌شه، نه ادب، نه نزاکت، نه تربيت خلاصه از همه چيز محروميم. همين‌طوره يا نه؟ مثلا چرا شما رو اينجا ناراحت مي‌کنن. خودي و بيگانه همه رو ناراحت مي‌کنيم، ديگه فکر نمي‌کنيم اين بندة خدا کار داره، گرفتاره، نه خير اين چيزها ابدا حاليمون نيست شروع مي‌کنيم به وراجي و پرچانگي... اينه که ما آدم نيستيم و آدم نمي‌شيم و نخواهيم شد...<br />
- کاغذ را تا کردم، قلم را زير تشک گذاشتم، از نوشتن داستان چشم پوشيدم. خلاصه داستانو نتونستم بنويسم، اما در عوض بيش از چند داستان چيز ياد گرفتم و علت اين مطلب را فهميدم که:<br />
چرا ما آدم نمي‌شيم...<br />
حالا هر که جلو من عصباني بشه و بگه:<br />
- ما آدم نمي‌شيم! فورا دستمو بلند مي‌کنم، داد مي‌زنم:<br />
- آقا علت و سبب اونو من مي‌دونم!<br />
تنها ثمره‌يي که از زندان اخير عايدم شد درک اين مطلب بود.<br />
<br />
:Post_Icon (255):<br />
<br />
<br />
 </div>حروف‌چين: علي چنگيزي<br />
</font></span></span></font><br />
<br />
<br />
</span><br />
</span><br />
</div></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.hesabdary.net/forumdisplay.php?113-تالار-فرهنگی-مذهبی-اتومبیل-حقوق-هنر-هفتم">تالار  فرهنگی - مذهبی - اتومبیل - حقوق -هنر هفتم</category>
			<dc:creator>تابان کاظمی</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.hesabdary.net/showthread.php?6805-ما-ادم-نمیشیم!!!!!!!!!(اجتماعی</guid>
		</item>
		<item>
			<title>کاربرد حسابهای انتظامی</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/showthread.php?6804-کاربرد-حسابهای-انتظامی&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Tue, 15 May 2012 04:58:30 GMT</pubDate>
			<description>سلام بر همه دوستان 
میخواستم در مورد حسابهای انتظامی و کاربردش در حسابداری اطلاعاتی داشته باشم اگه کسی اطلاعاتی داره لطفآ منو راهنمایی کنه</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>سلام بر همه دوستان<br />
میخواستم در مورد حسابهای انتظامی و کاربردش در حسابداری اطلاعاتی داشته باشم اگه کسی اطلاعاتی داره لطفآ منو راهنمایی کنه</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.hesabdary.net/forumdisplay.php?181-بخش-اصول-حسابداری">بخش اصول حسابداری</category>
			<dc:creator>hamid11600</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.hesabdary.net/showthread.php?6804-کاربرد-حسابهای-انتظامی</guid>
		</item>
		<item>
			<title>سخني با صاحبان و مديران شركت‌ها</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/showthread.php?6801-سخني-با-صاحبان-و-مديران-شركت‌ها&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Sun, 13 May 2012 16:56:45 GMT</pubDate>
			<description>*سخني با صاحبان و مديران شركت‌ها 
 
قسمت اول 
 
* 
 
 
  ****گارو هوانسيان‌فر*  
 اين  سري نوشتار یک بحث طولاني است كه از این پس در شماره‌هاي بعدي...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div style="text-align: center;"><div style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma"><b>سخني با صاحبان و مديران شركت‌ها<br />
<br />
قسمت اول<br />
<br />
</b><br />
</span></div></div><span style="font-family: tahoma">  <b>*</b><b>گارو هوانسيان‌فر</b> <br />
 اين  سري نوشتار یک بحث طولاني است كه از این پس در شماره‌هاي بعدي روزنامه  دنياي اقتصاد دنباله مطالب آن را مطالعه خواهيد كرد. بنابراين، در صورت  تمايل، مي‌توانيد دنباله مطالب اين نوشتارها را در آينده پيگيري كنيد. <br />
البته  اين نوشتارها لزوما پشت سرهم نخواهند بود و در بين آنها مطالب ديگري را  نيز خواهم نوشت ولي اين مطالب يكي از اصلي‌ترين موضوعات نوشتارهاي مرا  تشكيل خواهند داد زيرا ضرورت نوشتن آنها را به‌طور جدي حس مي‌كنم. اين  نوشتارها كه در مورد كنترل‌هاي داخلي است، موارد مختلفي است كه در شركت‌ها  مشاهده كرده‌ام و لازم مي‌بينم كه به اطلاع ساير اشخاص علاقه‌مند برسانم  (البته بدون ذكر نام شركت‌ها و نوع فعاليت آنها). چنانچه خوانندگان گرامي  مايل باشند، مي‌توانند درخواست‌هاي خود را در مورد مطالب خاصي كه آنها  علاقه‌مند هستند تجربيات خود را در مورد آنها بنويسم، به صورت تلفني، E-mail، فكس يا ساير طرق به من اطلاع دهند و من در حد توان به خواسته‌هاي آنها پاسخ مثبت خواهم داد. <br />
اين  نوشتار‌ها مي‌تواند نه تنها براي صاحبان و مديران شركت‌ها مفيد واقع شود،  بلكه مي‌تواند براي افراد مختلف در شركت‌ها، حسابرسان، دانشجويان و مولفان و  مترجمان كتب نيز سودمند باشد. طي  سال‌ها حسابرسي، مشاوره مالي و طراحي سيستم‌هاي مالي در شركت‌ها و صنايع  مختلف خصوصي، به موارد مختلفي برخورد كرده‌ام كه آنها را براي آگاهي  خوانندگان گرامي مي‌نويسم تا در صورت تمايل و در صورت مشاهده چنين مواردي  در شركت‌هاي خود، اقدامات مقتضي را به عمل آورند. يكي  از مهم‌ترين موارد در كليه شركت‌ها، وجود كنترل‌هاي داخلي مناسب است. با  وجود كنترل‌هاي داخلي مناسب و كافي، از بسياري از سوء‌استفاده‌ها جلوگيري  مي‌شود و در نهايت هم مي‌توان اطمينان حاصل کرد كه صورت‌هاي مالي كه در  اختيار صاحبان سرمايه و مديريت و ساير استفاده‌كنندگان قرار داده مي‌شود،  تا حد بسيار بالايي قابل اتكا و اطمينان است بنابراین سعي مي‌كنم به كليه  كنترل‌هاي داخلي لازم در شركت‌ها در نوشتارهاي خود بپردازم.<br />
<br />
 اين  بار مي‌خواهم به تقسيم وظايف در شركت‌ها بپردازم. يكي از اساسي‌ترين  كنترل‌هاي داخلي در هر شركتي، تقسيم وظايف است. يعني وظايف انجام امور شركت  به نحوي تقسيم شود كه كاري را يك نفر از ابتدا تا پايان به تنهايي انجام  ندهد. كارها  بايد طوري بين افراد در شركت‌ها تقسيم شود تا هر شخصي قسمتي از يك كار را  انجام دهد و بقيه كار توسط شخص يا اشخاص ديگري انجام گيرد تا اگر اشتباه يا  موردي (چه عمدي و چه سهوي) در انجام آن كار وجود دارد، توسط يكي از انجام  دهندگان آن كار كشف و به مسوولان مربوطه گزارش شود. هر قدر شركت‌ها از نظر  فعاليت بزرگ باشند، تقسيم كار را مي‌توان به سادگي و بدون انجام هزينه‌هاي  اضافي در آن شركت‌ها به نحو مناسب و مطلوب عملي کرد. بنابراين، اولين قدم  اين است كه فعاليت‌هاي هر شركت را به قسمت‌هاي مختلف و جدا از هم تقسيم کرد  به طوري كه هر قسمت، بخشي از كل فعاليت‌هاي يك شركت را انجام دهد و در هر  قسمت، تا حد امكان تقسيم وظايف به نحو مطلوب صورت گيرد و هر شخصي قسمتي از  يك كار را انجام دهد و بقيه آن كار توسط شخص يا اشخاص ديگري تكميل شود.<br />
<br />
 البته  تقسيم وظايف بايد توسط اشخاصي صورت گيرد كه در امر كنترل‌هاي داخلي تخصص  كافي داشته باشند. اصولا ايجاد كنترل‌هاي داخلي در هر سازمان بايد توسط  اشخاص متخصص بيرون از آن سازمان صورت گيرد تا به هيچ وجه در ايجاد  كنترل‌هاي داخلي نتوان راه‌هاي فرار از آنها را در نظر گرفت. من،  كنترل‌هاي داخلي هر سازمان را به صورت زنجير بسيار بلندي تصور مي‌كنم كه  دور آن سازمان را پيچيده است و اين زنجير داراي حلقه‌هاي بسياري است و وجود  هر كدام از اين حلقه‌ها براي برقراري سيستم كنترل‌هاي داخلي ضروري است.  قصد و هدف من از اين نوشتارها، توضيح در مورد هر كدام از اين حلقه‌هاي  زنجير بزرگ است. كلام  آخر و نتيجه گيري در مورد نوشتار شماره يك: ايجاد كنترل‌هاي داخلي مناسب و  كافي در هر شركت امري ضروري و اجتناب‌ناپذير است و يكي از بزرگترين قدم‌ها  در اين رابطه، تقسيم وظايف در حد امكان بين قسمت‌هاي مختلف و كاركنان آن  قسمت‌ها است. لازم است كه شعار و عمل كليه مديران هميشه اين باشد:  كنترل‌هاي داخلي، كنترل‌هاي داخلي و كنتر‌ل‌هاي داخلي. <br />
<br />
به  خوانندگان گرامي و عزيز پيشنهاد مي‌نمايم كه در صورت تمايل، اين نوشتارها  را به ترتيب شماره بايگاني کنند، زيرا در مواردي لازم خواهد بود كه در  نوشتار‌هاي بعدي، به قسمت يا قسمت‌هايي از نوشتارهاي قبلي، اشاره نمايم.<br />
<br />
 <b>* </b><b>عضو پيوسته انجمن حسابداران خبره مديريت انگلستان<br />
<br />
-----------<br />
</b>منبع: دنياي اقتصاد<b><br />
</b></span></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.hesabdary.net/forumdisplay.php?191-بخش-حسابرسی">بخش حسابرسی</category>
			<dc:creator>ادريس كريمی</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.hesabdary.net/showthread.php?6801-سخني-با-صاحبان-و-مديران-شركت‌ها</guid>
		</item>
		<item>
			<title>هتلی جدید در دبی با ۲۱ طبقه زیر آب</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/showthread.php?6799-هتلی-جدید-در-دبی-با-۲۱-طبقه-زیر-آب&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Sun, 13 May 2012 15:51:11 GMT</pubDate>
			<description>*هتلی جدید در دبی با ۲۱ طبقه زیر آب* 
 
 
 
 
 نیمی از این هتل یعنی ۲۱ طبقه از آن در اعماق آب خواهد بود و نیم دیگر ان بر روی آب ساخته خواهد شد....</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b>هتلی جدید در دبی با ۲۱ طبقه زیر آب</b><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
 نیمی از این هتل یعنی ۲۱ طبقه از آن در اعماق آب خواهد بود و نیم دیگر ان بر روی آب ساخته خواهد شد.<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://static.niazerooz.com/Im/P/91/0224/Safe6347250975280.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://static.niazerooz.com/Im/P/91/0224/Safe6347250975310.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://static.niazerooz.com/Im/P/91/0224/Safe6347250975330.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://static.niazerooz.com/Im/P/91/0224/Safe6347250975410.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://static.niazerooz.com/Im/P/91/0224/Safe6347250975430.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://static.niazerooz.com/Im/P/91/0224/Safe6347250975470.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://static.niazerooz.com/Im/P/91/0224/Safe6347250975500.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://static.niazerooz.com/Im/P/91/0224/Safe6347250975520.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://static.niazerooz.com/Im/P/91/0224/Safe6347250975550.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://static.niazerooz.com/Im/P/91/0224/Safe6347250975600.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<br />
<br />
-------------------------------------<br />
<br />
و اين در حاليست كه ما در ايران عزيزمان كه ادعا مي كنيم 3000 سال تمدن داريم !!<br />
هيچگونه امكانات نجاتي تا ارتفاع 40 متر در ساختمان ها و 30 متر در عمق دريا در هيچ كجاي كشور نداريم !!<br />
<br />
اما امارات و دبي با چندر غاز قدمت كه اصلا نمي شود به آن گفت قدمت !! مثل آب خوردن بلند ترين ساختمان جهان را با 1500 متر مي سازند و از آن طرف 100 متر هم در دريا پايين مي روند !!<br />
<br />
<br />
حالا بازم بنشينيم دعاي .... بخوانيم !!! تا فرجي از جايي .. مكاني ... يه جايي بشه !!<br />
<br />
</div></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.hesabdary.net/forumdisplay.php?72-بخش-گالری-عکس-شهرها-و-مناظر-طبیعی">بخش گالری عکس شهرها و مناظر طبیعی</category>
			<dc:creator>دکتر عبدی</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.hesabdary.net/showthread.php?6799-هتلی-جدید-در-دبی-با-۲۱-طبقه-زیر-آب</guid>
		</item>
		<item>
			<title>اجزای تشکیل دهنده حقوق پایه چیست ؟</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/showthread.php?6795-اجزای-تشکیل-دهنده-حقوق-پایه-چیست-؟&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Sat, 12 May 2012 14:39:57 GMT</pubDate>
			<description>با سلام 
در کلیه مطالبی که خوانده ایم و می خوانیم همیشه حرف از حقوق پایه جهت محاسبه حقوق و دستمزد و اضافه کار بوده است . ولی بنده که تا به حال هیچ...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>با سلام<br />
در کلیه مطالبی که خوانده ایم و می خوانیم همیشه حرف از حقوق پایه جهت محاسبه حقوق و دستمزد و اضافه کار بوده است . ولی بنده که تا به حال هیچ وقت اجزای تشکیل دهنده حقوق پایه را در کتاب یا جزوه ای ندیده ام و همیشه فکر می کردم حقوق روزانه * 30 برابر است با حقوق پایه و بر همین اساس اضافه کارهم حساب می کردم . ولی یک حسابرس از نحوه محاسبه حقوق و دستمزد من اشکال گرفت و لی نگفت اشکال در کجاست . اگر دوستان اطلاعاتی در مورد این مسئله دارند ممنون می شوم با ذکر منبع ارائه دهند .</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.hesabdary.net/forumdisplay.php?189-بخش-حسابداری-مالیاتی">بخش حسابداری مالیاتی</category>
			<dc:creator>sahand42</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.hesabdary.net/showthread.php?6795-اجزای-تشکیل-دهنده-حقوق-پایه-چیست-؟</guid>
		</item>
		<item>
			<title>چهره ماندگار ریاضی امروز فوت کرد</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/showthread.php?6794-چهره-ماندگار-ریاضی-امروز-فوت-کرد&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Sat, 12 May 2012 13:09:35 GMT</pubDate>
			<description>تصویر: http://www.funpatogh.com/wp-content/uploads/2012/05/parviz_shahriari-150x150.jpg ...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><a href="http://www.funpatogh.com/wp-content/uploads/2012/05/parviz_shahriari.jpg" target="_blank"><font size="2"><img src="http://www.funpatogh.com/wp-content/uploads/2012/05/parviz_shahriari-150x150.jpg" border="0" alt="" /></font></a><br />
پرویز شهریاری چهره ماندگار ریاضی سال ۱۳۸۴ ديروز براثر سکته قلبی چشم از جهان فرو بست.<br />
به گزارش خبرنگار مهر،‌ پرویز شهریاری بامداد ديروزجمعه ، ۲۲ اردیبهشت‌ماه در بیمارستان‌ جم تهران بر اثر سکته قلبی چشم از جهان فروبست.<br />
وی چهره‌ ماندگار ریاضی ایران و تاکنون بیش از ۲۰۰ جلد کتاب در زمینه‌ ریاضیات، نگاشته و برگردان کرده ‌بود.<br />
<br />
دکتر شهریاری استاد ریاضیات و سردبیر مجله‌های “وهومن” و “چیستا” و “ریاضی و مردم” بود که پس از ۸۶ سال زندگی پربار علمی و فرهنگی درگذشت.<br />
<br />
وی در سال ۱۳۴۵ نشان درجه یک علمی و در سال ۱۳۸۴ به عنوان چهره‌ ماندگار در رشته ریاضیات انتخاب و معرفی شد.<br />
<br />
پرویز شهریاری بارها توسط دانشگاه های خارجی دعوت به کار شد ولی ترجیح داد در داخل کشور بماند و به هموطنان خود خدمت کند.<br />
<br />
پیکر این استاد زرتشتی، امروز (۲۲ اریبهشت) ساعت ۱۶ در آرامگاه زرتشتیان تهران در قصر فیروزه آرام می گیرد.<br />
<br />
به گزارش خبرنگار مهر، پرویز شهریاری، ریاضیدان و چهره‌ ماندگار ریاضی ایران، در سال ۱۳۰۵ خورشیدی در کرمان زاده شد، وی تا سال سوم دبیرستان را در دبیرستان ایرانشهر در شهر کرمان گذراند و وارد دانشسرای مقدماتی کرمان شد. در خرداد ۱۳۲۳ فارغ‌التحصیل شد و برای ادامه تحصیل به تهران آمد. در تهران در سال ۱۳۳۲ در رشته ریاضی از دانشکده علوم دانشگاه تهران و دانش‌سرای عالی (دانشگاه تربیت معلم تهران کنونی) فارغ‌التحصیل شد.<br />
<br />
وی یک سال در شیراز معلم بود و در ۱۳۳۳به تهران آمد. آن روزها در دبیرستان اندیشه و دبیرستان‌های مربوط به گروه فرهنگی خوارزمی درس می‌داد و در دانشکده فنی دانشگاه تهران، در کلاس‌های روزانه و شبانه دانشگاه تربیت معلم و در اراک در مدرسه عالی علوم اراک هم مشغول تدریس بود.<br />
<br />
از این استاد بزرگ بیش از صد عنوان کتاب درسی ریاضیات، از جمله دوره‌ کتاب‌های درسی ریاضی سه سال اول دبیرستان نظام قدیم، دوره‌ کامل ریاضیات دبیرستانی و کتاب‌های مسایل مربوط به آن و جبر سال سوم رشته‌ ریاضی فیزیک و سه جلد کتاب آنالیز ریاضی، بیش از ۹۷ کتاب کمک درسی به صورت ترجمه و تالیف، حدود ۲۰ کتاب در زمینه‌های مختلف تاریخ، فلسفه، کاربرد و آموزش ریاضیات و ۹ جلد کتاب سرگرمی در ریاضیات به دانش‌آموزان و دانش‌پژوهان ریاضی کشور ارایه شده است.<br />
<br />
استاد شهریاری علاوه بر این آثار، کتاب های دیگری در زمینه‌های مختلف تالیف یا ترجمه کرده‌ که در این ارتباط می‌توان به کتاب‌های «دانشمندان و هنرمندان»، «خانه‌ اهریمن»، «دانش و شبه دانش»، «دو درس کوتاه درباره‌ دیرین‌شناسی»، «قطاری که در بعد چهارم گم شد» و «نظریه‌ نسبیت در مساله‌ها و تمرین‌ها» اشاره کرد.</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.hesabdary.net/forumdisplay.php?183-بخش-زبان-انگلیسی-و-ریاضیات">بخش زبان انگلیسی و ریاضیات</category>
			<dc:creator>mta1189</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.hesabdary.net/showthread.php?6794-چهره-ماندگار-ریاضی-امروز-فوت-کرد</guid>
		</item>
		<item>
			<title>ولادت حضرت فاطمه زهرا (ع) و روز زن مبارك</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/showthread.php?6792-ولادت-حضرت-فاطمه-زهرا-(ع)-و-روز-زن-مبارك&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Fri, 11 May 2012 20:01:33 GMT</pubDate>
			<description>زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است.  
زیباترین خطاب مادر جان  است.  
مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق.  
واژه ای شیرین و مهربان که از  ژرفای...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><font color="#0000ff"><font size="3"><span style="font-family: tahoma"> زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است. <br />
زیباترین خطاب مادر جان  است. <br />
مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق. <br />
واژه ای شیرین و مهربان که از  ژرفای جان بر می آید. <br />
<br />
</span></font></font><font color="#006400"><font size="3"><span style="font-family: tahoma">روزت مبارک مادر</span></font></font></b><br /><br /><div style="text-align: center;"><img src="http://3nasl.com/UserFiles/Contents/2155075/8.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://3nasl.com/UserFiles/Contents/2155075/7.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://3nasl.com/UserFiles/Contents/2155075/108.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<img src="http://3nasl.com/UserFiles/Contents/2155075/105.jpg" border="0" alt="" /><br />
</div></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.hesabdary.net/forumdisplay.php?212-بخش-مناسبات-دینی-و-ملی">بخش  مناسبات دینی و ملی</category>
			<dc:creator>ادريس كريمی</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.hesabdary.net/showthread.php?6792-ولادت-حضرت-فاطمه-زهرا-(ع)-و-روز-زن-مبارك</guid>
		</item>
		<item>
			<title>سرنوشت داستان های کتاب های دبستان</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/showthread.php?6790-سرنوشت-داستان-های-کتاب-های-دبستان&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Fri, 11 May 2012 03:44:04 GMT</pubDate>
			<description>_*برگرفته شده از یکی از سخنرانی های دکتر انوشه  
*_ 
 
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود . 
  
حسنک مدت زیادی است به خانه نمی آید . 
او به شهر...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><u><b>برگرفته شده از یکی از سخنرانی های دکتر انوشه <br />
</b></u><br />
<br />
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود .<br />
 <br />
حسنک مدت زیادی است به خانه نمی آید .<br />
او به شهر رفته است و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن میکند. <br />
<br />
او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات <br />
جلوی آینه به موهای خود ژل میزند. <br />
<br />
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست. <br />
چون او به موهای خود گلت میزند. <br />
<br />
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد، <br />
کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است <br />
<br />
کبری تصمیم گرفته حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند .<br />
چون او با پتروس چت میکرد. <br />
<br />
پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت میکرد . <br />
پتروس دید که سد سوراخ شده <br />
اما انگشت او درد میکرد چون زیاد چت کرده بود. <br />
او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند . <br />
<br />
پتروس در حال چت کردن غرق شد. <br />
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود .<br />
اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. <br />
<br />
ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت <br />
ریزعلی سردش بود و دلش نمیخواست لباسش را درآورد. <br />
ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت .<br />
<br />
قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. <br />
کبری و مسافران قطار مردند. <br />
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. <br />
<br />
خانه مثل همیشه سوت و کور بود . <br />
الان چند سالی است کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد .<br />
او حتی مهمان خوانده هم ندارد. <br />
او حوصله مهمان ندارد . <br />
<br />
او پول ندارد تا شکم مهمانها را سیر کند. <br />
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد. <br />
<br />
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید <br />
چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت.<br />
 <br />
اما او از چوپان دروغگو گِله ندارد .<br />
چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد و<font size="3"> به همين دليل است كه در كتابهاي دبستان ما ان داستانهاي قشنگ دیگر وجود ندارد</font> .</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.hesabdary.net/forumdisplay.php?44-سرگرمی-و-طنز">سرگرمی و طنز</category>
			<dc:creator>فريد رادفر</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.hesabdary.net/showthread.php?6790-سرنوشت-داستان-های-کتاب-های-دبستان</guid>
		</item>
		<item>
			<title>محاسبه اضافه کار کارگران شیفتی</title>
			<link>http://www.hesabdary.net/showthread.php?6789-محاسبه-اضافه-کار-کارگران-شیفتی&amp;goto=newpost</link>
			<pubDate>Thu, 10 May 2012 20:11:18 GMT</pubDate>
			<description>با سلام 
اضافه کاری برای کارگرانی که صورت شیفتی ، 2 روز روزکار از ساعت 7 تا 19 ، 2 شب شب کار 19 تا 7 و 2 روز استراحت هستند چگونه محاسبه می شود . در...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>با سلام<br />
اضافه کاری برای کارگرانی که صورت شیفتی ، 2 روز روزکار از ساعت 7 تا 19 ، 2 شب شب کار 19 تا 7 و 2 روز استراحت هستند چگونه محاسبه می شود . در ضمن توجه به هفته ای یک روز تعطیلی کار داشته باشید . یعنی وقتی روز جمعه روز نوبت روزکاری کارگر می شود تکلیف چیست و همچنین حق شیفت چگونه و بر چه مبنایی محاسبه می شود .</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://www.hesabdary.net/forumdisplay.php?189-بخش-حسابداری-مالیاتی">بخش حسابداری مالیاتی</category>
			<dc:creator>sahand42</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://www.hesabdary.net/showthread.php?6789-محاسبه-اضافه-کار-کارگران-شیفتی</guid>
		</item>
	</channel>
</rss>

